سيد حسن مير جهانى طباطبائى
597
جنة العاصمة ( فارسي )
ابدى گريبانگير آنها خواهد شد . ويحهم أفمن يهدي تا آخر : در مقام تعجّب است از كار بد ايشان و سوء اختيارى كه پيش گرفتند ، يعنى آيا كسى كه غير خود را به طريق حق و رشد راهنمائى مىكند به سبب آنچه كه خدا به او عطا فرموده است از علم و حكمت سزاوارتر است براى خلافت و امامت و پيروى از او كردن و به نور علم او استضائه كردن يا كسى كه جاهل و نادان است و خودش هدايت نشده مگر اينكه غيرى او را هدايت كند ، پس چگونه داورى مىكنيد و چگونه قبول مىكنيد و نفسهاى شما راضى مىشود كه امير مؤمنان عليه السّلام را بر كنار كنيد و حال آنكه مقام و مرتبهء او را مىدانيد ، و غير او را بر او مقدّم مىداريد و شما به آن راضى هستيد و حال آنكه آن امرى است كه اقامهء حجّت بر آن نشده ، و دليلى بر صحّت آن قائم نشده ، بلكه بر خلاف آن حجّت قائم شده ، و دليلهائى بر فساد اختيار شما ناطق و ثابت است . أما لعمر إلهك لقد لقحت تا آخر : يعنى آگاه باشيد قسم به باقى بودن خدايت كه حمل كرده است ناقه خلافتى كه غصب كرديد آن را و كارهائى كه كرديد ، استعاره در جملهء اولى به كنايه است ، و در جمله دوم تحقيقى است . فنظرة ريثما تنتج ثم احتلبوا تا آخر : يعنى منتظر باشيد زمان كمى را به اندازهاى كه بزايد و بدوشيد از آن خون تازه و سم مهلكى را . هنالك يخسر المبطلون و يعرف التالون تا آخر : يعنى در چنين هنگامى ظاهر مىشود زيان اهل باطل به نحوى كه بشناسند آنهائى كه بعد از اين مىآيند عاقبت تأسيس پيشينيان را . ثم طيبوا عن دنياكم أنفسا تا آخر : يعنى پس از آن ببخشيد آنچه كه در دست شماهاست از دنيا و بخشش كنيد با طيب خاطرتان به كسانى كه غير از شماها